و من ناراحتیم رو قورت میدم...قورت میدم....

پیش نمیاد سطح جبری لوسی دخترانه ام انقد بالا بره ولی گاهی وقتا 

دلم  تمام اون چیزی رو میخواد که همه آدما دارنش....

و لعنتی این ناراحــــــت کنندس دیگه...

حالا الان سرمو با نقاشیو فیلمو آهنگ پر میکنم فردا چی؟بالاخره که دوباره

یادم میاد که...دوباره که اینجوری ناراحت میشم که...

 

 

+نه خدارو شکر مث که این مسابقه هه برگشته...امیدی رو در دلم زنده کرد اصن...

/ 15 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هستی

خعلی انی اینجوری که کردی اصن نمیتونم با گوشی واست کامنت بزارم ان[خنثی]

فاطمه

سلام خوبی تارا؟! دلم برات تنگیده بود دخمل خوب.....گفتیم بیایم یه سری الکی بهت بزنیم ببینیم دنیا دست کیه.....البته در حال حاضر دست اخونداس ولی تا بعدا......راستی هنرستانی شدم.....خوب بسه....اونورام بیا

روژان

من خودم رو تخلیه میکنم یه دور کامل... حالا با گریه یا هوار کشیدن یا پرت کردن چیز میز و غیره... بعد رو میارم به کارهای دستی و فیلم و غیره!

فاطمه

دوباره سلام.....من رفتم معماری.....اره دیه....باید زود تر از اینکارا میکردم....یه سالمو تو دبیرستان به عشق ریاضی گذروندم....هی... راستی تو کدوم هنرستانی؟!

هستی

باو قالبتو عوضکردی نمیدونم چه گوهی خوردی دلم تنگته احمق[افسوس]

هستی

آپـــم

فاطمه

خوب به سلامتی..... موفق باشی خانومی..... سلام به مامی اینا برسون....نامردم نباش گه گاهی از اون ورا بیا....دلمون تنگ میشه....

رها

تموم نمیشه همیچ وقت این ناراحتیا !