تصورمان از خدا...

 

عکاس : سعید رفیعی منفرد

 

موجودی که پشت پی سی بزرگی نشسته

لیوان چای دردست...

دارد سیمس 2000 را بازی میکند...

 

هراز گاهی هم یه آدم که یه ملافه سفید روی خودش انداخته

که فک کنم به او فرشته هم میگویند همانند ربات لیوان خالی خدارا

پر از چای داغ میکند...

 

سکوت!

/ 35 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رایکا

بهله سعی میکنیم به فلان نکشونیم فک کنم فهمیدم....[نیشخند]

رایکا

راسی .... به قول هستی من آپم..هر کی خواس بیاد[نیشخند]

ashqali

اصن به تو چه هااااااااااااااااااان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من میرم گم میشم این لامپین جان از دست ما راحت شه ///////////// اه اه براتون ایات قرانی مینویسیم اصن ادم نیستین ... راستی اگه خعلی شاکی هستی من بپاکم ///شماررو ///؟؟؟ ترک ...بیل...... اه اه

فاطمه

نیکا یعنی همون دوست اشنای خودمون....اورین تصوراتت هنوز تره...یعنی نخشکیده....باحال بود حال کردم

ashqali

ن اصن حالم خوب نی ............هان بگو پاک کنم یا نه ؟؟؟ این مشق زبون چی داریم باووووووووووووو ........اه اه پاک کنم یا ن بچه ؟؟؟ ببخشید مزاحم اوقات گرانبهاتون شدم

نیلو

بی انصافی نشد یکم در حقش؟؟

دموکراسی ایرانی (آرمان نیوز سابق)

درود بر شما میخواستم اگه اجازه بدین این یادداشت شما رو که ناخدا آگاه نظر منو جلب کرد...... با ذکر منبع در بلاگ خودم قرارر بدم ممنون میشم اگه این اجازه رو بدین[لبخند]

مرتضی

به خدا دیوانه ای ....... حرف نداشت.