Ranter

Honk if you can smock & fly

دیِر دَدی لاااااانگ لِگ :دی
ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

ساعت 1 نیمه و من از خواب پاشدم....بدون اینکه کار دیگه ای بکنم رفتم دنبالشون..

میخواستم همه شونو پیدا کنم...باید امروز کل سری بابا لنگ دراز رو میدیدم...

هر 6 سری رو...همشو...یکی یکی سی دی هارو با خمیردندون لعنتی شستم و دیدم...

اصن مهم نبود که انقدر مسیر دستشویی تا اتاقم رو میرفتم و میومدم...

من باید اونا رو میدیدم...حالا ساعت هفته و من کل سری بابا لنگ دراز رو 

دیدم...دستامم بوی خمیر دندون نعنایی میدن البته...

رسالت امروزم انجام شد...وقتشه که دیگه برم بخوابم...

 

+چه اهمیتی داره که خمیر دندونمون تموم شد؟