Ranter

Honk if you can smock & fly

در بندر آمستردام...
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

Amsterdam

اثر:Jacques Brel

 

Jacques Brel

 

 

در بند آمستردام

ملوانانی هستند که می سرایند، رویاهایی را که کابوسشان است ،

در پهنه ی آمستردام.

 

در بندر آمستردام

 

ملوانانی هستند که می خوابند ، همچون پرچم همچون بیرق ،

در کناره های دلتنگ .

 

در بندر آمستردام

 

ملوانانی هستند که می میرند، لبریز از آبجو ، لبریز از غم ،

در نخستین پرتوهای روز.

 

اما در بند آمستردام

 

ملوانانی هم به دنیا می آیند ، در گرمای زمخت رخوت اقیانوس.

 

در بند آمستردام

 

ملوانانی هستند که می بلعند ،

ماهی های آبدار را بر سفره های زیادی سپید.

و با نیش های نمایان ، سکه می سایند زیر دندان ،

هلال می کنند ماه را ،

به دندان می کشند طناب های دکل را

و بوی تند ماهی همه جا را پر کرده ،

حتی تا دل سیب زمینی هایی سرخ کرده،

که دستان درشتشان ، باز هم بیشتر می طلبد.

سپس بر می خیزند خنده کنان ، طوفان به پا می کنند ،

می بندند چاک تنبانشان

را و آروغ زنان بیرون می روند .

 

در بندر آمستردام

 

ملوانانی هستند که می رقصند ،

و می مالند شکمشان را به شکم زنان

و می چرخند و می رقصند ،

همچون فوران ستارگان .

با صدای ترشیده ی آکاردئونی دریده

می پیچانند خرخره شان را، که بهتر بشنوند صدای خنده شان را

تا اینکه ناگهان آکاردئون خفه می شود

و آنگاه با اشاره ای محکم

و آنگاه با نگاهی مغرور

بر می گردانند سر جایش نرینگی شان را.

 

در بند آمستردام

 

ملوانانی هستند که می نوشند و می نوشند

و باز می نوشند و آنوقت باز هم

می نوشند .می نوشند به سلامتی روسپیان آمستردام ،

روسپیان هامبورک یا هر کجای دیگر.

یعنی می نوشند به زنان ،

که به آنها می بخشند پیکر زیبایشان را ،

که به آنها می بخشند بکارتشان را

در ازای یک سکه طلا.

و خوب که نوشیدند ، دماغشان را فرو می کنند در آسمان

فین می کنند در ستارگان ،

و وقتی من می گریم آن ها می شاشند ،

بر زنان بی وفا…

 

در بندر آمستردام

 

دربندر آمستردام

 

دربندر آمستردام

 

 

+منبع ترجمه لیریک: musictimes