Ranter

Honk if you can smock & fly

در راستای آموزشات عالی به والدین
ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

فرق نمیکنه با چه فرکانسی باهم حرف بزنی...اگه نخوام به حرفت گوش بدم نمیدم...

گات ایت؟


 
دیِر دَدی لاااااانگ لِگ :دی
ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

ساعت 1 نیمه و من از خواب پاشدم....بدون اینکه کار دیگه ای بکنم رفتم دنبالشون..

میخواستم همه شونو پیدا کنم...باید امروز کل سری بابا لنگ دراز رو میدیدم...

هر 6 سری رو...همشو...یکی یکی سی دی هارو با خمیردندون لعنتی شستم و دیدم...

اصن مهم نبود که انقدر مسیر دستشویی تا اتاقم رو میرفتم و میومدم...

من باید اونا رو میدیدم...حالا ساعت هفته و من کل سری بابا لنگ دراز رو 

دیدم...دستامم بوی خمیر دندون نعنایی میدن البته...

رسالت امروزم انجام شد...وقتشه که دیگه برم بخوابم...

 

+چه اهمیتی داره که خمیر دندونمون تموم شد؟


 
نهضتت پا برجاست خاله اقدس
ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

شماها یادتون نمیاد...یه رادیو جوانی بود...یه روزای جمعه ای بود...

یه هفت شنبه ای بود...خاله اقدسی بود...یه فرزاد حسنی بود که فقط

تو اون برنامه قابل تحمل بود...نه یادتون نمیاد برین گمشین اصن :اسمایلی گریه...


 
خوشگل مو شرابی آخه؟؟؟
ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ امرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

من از همینجا به اون دوست عزیزی که تو گوگل سرچ کردن "به دونه"

و اونی که سرچ کرده "خوشگل مو شرابی" و دوستان دیگری که

حالا صلاح نیس بگم چی سرچ کرده بودن و گوگل وبلاگ اینجانب رو

معرفی کرده بود سلام و خسته نباشید عرض میکنم

و از کادر خارج میشم :|

 


 
آی ویل سی یو فیلیپ...
ساعت ٦:٠٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

من میدونم بالاخره مردی رو به اسم فیلیپ میبینم که همیشه پیپشو 

با یه تنباکوی مضخرف که دوستش هرهفته از باکو میفرسته روشن میکنه

و بعد از ظهرا وقتی از مزرعه بر میگرده چای و پای سیب میخوره و شبا

خیلی مسخره سازدهنی میزنه و صبا وقتی روی مبل یکنفره اش نشسته 

از خواب پا میشه...

من مطمئنم...

 

+باید دوباره فیلم درایو رو ببینم...حس میکنم خیلی از صحنه هاشو

از دست دادم...خیلی...

+و سهیل نفیسی به داد من میرسد این روزها...



 
ملته ما داریم؟
ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

من همیشه مردمو واسه اینکه عینک دودی زدن تو شب و خونه

رو مسخره میدونن لعنت میکنم.....

شاید یکی حال میکرد بقیه نتونن چشاشو ببینن...

 

+درضمن خیلی اولاغید اگه انواع کامنت ها از قبیل تو همینجوریشم 

خوشتیپی...آفتاب بدم خدمتتون...بابا گوز مخفی...با کلاس...

یا هر تیکه مسخره دیگه ای بم بدید...

 

+خودمم میدونم مردم دایورتی ان :|


 
و من ناراحتیم رو قورت میدم...قورت میدم....
ساعت ٦:٥٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

پیش نمیاد سطح جبری لوسی دخترانه ام انقد بالا بره ولی گاهی وقتا 

دلم  تمام اون چیزی رو میخواد که همه آدما دارنش....

و لعنتی این ناراحــــــت کنندس دیگه...

حالا الان سرمو با نقاشیو فیلمو آهنگ پر میکنم فردا چی؟بالاخره که دوباره

یادم میاد که...دوباره که اینجوری ناراحت میشم که...

 

 

+نه خدارو شکر مث که این مسابقه هه برگشته...امیدی رو در دلم زنده کرد اصن...


 
اونایی که سبز دوس دارن کامنت اونایی که قرمز دوس دارن لایک...
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ امرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

 دلیل تنفرم ار فیسبوک که روشنه...

به توئیتر پناه ببرم یا فرندفید یا جفتش رو نمیدونم هنوز....

 

+امروز اومد پست آپ کنم دیدم این گزینه شرکت در مسابقه امام خمینی 

نیست دیگه...الان یه غمی تو چشامه...دیگه من به چه امید پست آپ کنم؟هان؟

این مسئولین کجان پَ؟؟؟