Ranter

Honk if you can smock & fly

This is the life
ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

This is the life/Amy Macdonald

Oh the wind whistles down
The cold dark street tonight
And the people they were dancing
To the music vibe

And the boys chase the girls, with curls in their hair
While the shocked too many sit way over there
And the songs get louder each one better than before

And you singing the song thinking this is the life
And you wake up in the morning and your head feels twice the size
where you gonna go, where you gonna go, where you gonna sleep tonight?
And you singing the song thinking this is the life
And you wake up in the morning and your head feels twice the sizxe
Where you gonna go, where you gonna go, where you gonna sleep tonight?
Where you gonna sleep tonight

So you're heading down the road in your taxi for 4
And you're waiting outside jimmy's front door
But nobody's in and nobody's home till 4
So you're sitting there with nothing to do
Talking about Robert Ragger and his 1 leg crew
And where you gonna go, where you gonna sleep tonight?

And you singing the song thinking this is the life
And you wake up in the morning and your head feels twice the size
Oh where you gonna go, where you gonna go, where you gonna sleep tonight?
And you singing the song thinking this is the life
And you wake up in the morning and your head feels twice the size
Where you gonna go, where you gonna go, where you gonna sleep tonight?
Where you gonna sleep tonight

And you singing the song thinking this is the life
And you wake up in the morning and your head feels twice the size
Oh where you gonna go, where you gonna go, where you gonna sleep tonight?
And you singing the song thinking this is the life
And you wake up in the morning and your head feels twice the size
where you gonna go, where you gonna go, where you gonna sleep tonight?

Where you gonna sleep tonight?

+این همون آهنگیه که شما باید اول سال گوش کنید:

http://www.dilandau.eu/download_music/this-is-the-life-amy-macdonald-2.html

+مبارک عیدتون درضمن....

 


 
و خداوند مرا برای ریدن آفرید!(در اِنُمین روز البته)
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

وقتی آهنگ F*ck you  آرکایو رو با ریتم آلیسا آلیسا جینگیلی آلیسا

میخونی هدف از آفرینش خودت رو میفهمی...مطمئن باش...:|


 
یک جو گیر درست 5 دقیقه بعد از دیدن یک فیلم خوب!
ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:
صابر ابر/احسان:
دارم میرم شیره کش خونه. معتاد شدم،
دارم میرم بعد از اینکه مواد کشیدم جُرم
و جنایت کنم. آدم بکشم، همیشه لایِ
مجله فیلمام یه مسلسل قایم میکنم
باهاش شبا آدم میکشم، بعد دم صبح
 دوباره میرم شیره کش خونه. کلی تو
این مدت آدم کشتم؛ واسه این که منو
 نشناسن سبیل مصنوعی میذارم، بعد
 میرم آدم میکُشم. به خاطرِ همینه که
 شبا هذیون میگم؛ چون دسته های
 مافیایی دنبالمن؛ دارن نقشه میکشن
 این خونه رو با دینامیت بترکونن...
یه چیزی بهت بگم مامان؛ بمیری بهتر از
اینه که خُل باشی ولی فکر کنی سالمی!

 

پی نوشت:

نگاهای نگار جواهریان +سرما خوردگی صابر ابر...

حرص در بیاری و مامان بودن معتمد آریا و کلا حضور پیروزفر...                                                                

میتونه آدمو به اوج لذت برسونه...

(اسمایلی تارا با آب قند)                                                                                   


 
تفــ
ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

اون که کاری نکرده بود فهمید تو الاغ نفهمیدی...

فقط یه سوال خودتو زدی به نفهمی یا واقعا انقدر نفهمی؟؟؟


 
حک میکنم رو پیشونیم حتما...
ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

آدم بدبختی هستی باش واسه خودت...

لازم نیست هر روز به من یاداوری کنی...

درضمن انتظار هیچ گونه ترحمی رو هم نداشته باش...

.                                                                                                                           .

به سلامت...

 

+متنفرم از چس ناله....اه...


 
نوستالژی:))
ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

 

:)

هر روز...

9 صبح...

برنامه خاله نگارو تربچه...

شیروبیسکوئیت مادر...

 


 
فاک آن لایک نما ..:.
ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

بعد باید به این پرشین بلاگ هم بگیم کنار اون انگشت بیلاخ لایک نما

یه انگشت فاک آن لایک نما هم باعنوان دوست عزیز ریدید احداث کنه

لازم میشه گاهی وقتا خوب...

 

 

+تف به ذات هرچی قانون مسخره آموزش پروش کوفتیه...

مجبورم کردن موهامو دوباره مشکی کنملعنتیا...

(خشم اژدها و این حالتا)


 
موهای یه سانتی+چتری تا نوک دماغ
ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

همچین خیلی مرد رفتم خرمن گیسوم رو به شدت کوتاه کردم

چتریاشم آلبالویی...

خواستم بگم از توانایی هامه...

 


 
ذوق مرگی+جو زدگی
ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

_ از فیلمای اسکار چیارو داری؟

+ جدایی نادر از سیمین!

 


 
در بندر آمستردام...
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

Amsterdam

اثر:Jacques Brel

 

Jacques Brel

 

 

در بند آمستردام

ملوانانی هستند که می سرایند، رویاهایی را که کابوسشان است ،

در پهنه ی آمستردام.

 

در بندر آمستردام

 

ملوانانی هستند که می خوابند ، همچون پرچم همچون بیرق ،

در کناره های دلتنگ .

 

در بندر آمستردام

 

ملوانانی هستند که می میرند، لبریز از آبجو ، لبریز از غم ،

در نخستین پرتوهای روز.

 

اما در بند آمستردام

 

ملوانانی هم به دنیا می آیند ، در گرمای زمخت رخوت اقیانوس.

 

در بند آمستردام

 

ملوانانی هستند که می بلعند ،

ماهی های آبدار را بر سفره های زیادی سپید.

و با نیش های نمایان ، سکه می سایند زیر دندان ،

هلال می کنند ماه را ،

به دندان می کشند طناب های دکل را

و بوی تند ماهی همه جا را پر کرده ،

حتی تا دل سیب زمینی هایی سرخ کرده،

که دستان درشتشان ، باز هم بیشتر می طلبد.

سپس بر می خیزند خنده کنان ، طوفان به پا می کنند ،

می بندند چاک تنبانشان

را و آروغ زنان بیرون می روند .

 

در بندر آمستردام

 

ملوانانی هستند که می رقصند ،

و می مالند شکمشان را به شکم زنان

و می چرخند و می رقصند ،

همچون فوران ستارگان .

با صدای ترشیده ی آکاردئونی دریده

می پیچانند خرخره شان را، که بهتر بشنوند صدای خنده شان را

تا اینکه ناگهان آکاردئون خفه می شود

و آنگاه با اشاره ای محکم

و آنگاه با نگاهی مغرور

بر می گردانند سر جایش نرینگی شان را.

 

در بند آمستردام

 

ملوانانی هستند که می نوشند و می نوشند

و باز می نوشند و آنوقت باز هم

می نوشند .می نوشند به سلامتی روسپیان آمستردام ،

روسپیان هامبورک یا هر کجای دیگر.

یعنی می نوشند به زنان ،

که به آنها می بخشند پیکر زیبایشان را ،

که به آنها می بخشند بکارتشان را

در ازای یک سکه طلا.

و خوب که نوشیدند ، دماغشان را فرو می کنند در آسمان

فین می کنند در ستارگان ،

و وقتی من می گریم آن ها می شاشند ،

بر زنان بی وفا…

 

در بندر آمستردام

 

دربندر آمستردام

 

دربندر آمستردام

 

 

+منبع ترجمه لیریک: musictimes

 


 
یک دهه هفتادی دبیرستانی
ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

کوله پشتی زیر باسن...

آدامس تو دهن 360 درجه درحال چرخش...

ازین دستکش بدون انگشتا....

کفش آل استار+بندای رنگی رنگی...

گوشی تو دست داره سلام میرسونه به ناموسه طرف...

یک دهه هفتادی دبیرستانی!

(حس میکنم یکی نشسته تو مدرسه آدم از زیر دستگاه کپی رد میکنه)