Ranter

Honk if you can smock & fly

فقط یه تصمیم احمقانه بود همین...
ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

15 سال پیش تو یه همچین روزی تصمیم گرفتم به دنیا بیام...


 
چرا سعی میکنی نشون ندی؟
ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

که را؟

تگرگی سخت میبارد

گلی از شاخه میافتد

که را رویا؟که را کابوس؟

"منصور اوجی"

عکس اثر eoloperfido

یعنی من عاشق اونوقتاییم که اصب تا شب تو اتاقمم بعد تو حوصله ات سر رفته...

میخوای باهام حرف بزنی میای تو اتاقم داد هوار راه میندازی که تو مگه درس نداری...

بیا ببینم چقدر  خوندیو اینا....

نمیدونی چقد ضایه نقش بازی میکنی...

 

-------------------------------------------------------------------------

پارازیت:بردن جایزه گلدن گلاب بعد از انحلال خانه سینما...فازی بود به خدا


 
میرا
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

                  میرا                     

در دشت به دنیا آمدم و غیر از آن چیزی نمیشناسم.

ما همه در مربع های 10 در 10 با دیوار های شفاف

زندگی میکنیم تا هر 4 نفر ساکن آن هیچگاه نتوانند

خود را از چشم دیگری پنهان کنند زیرا چنان که همه 

 میدانند بدی در تنهایی خفته است.

 

حالا میدانم که اصلاح چیست نوعی عمل جراحی است

که مغز را دگرگون میکند یعنی به آن نظم و ترتیب و روش

کار خاصی میدهد تا دیگر باور داشته باشد که خندیدن

و با دوستان بودن یک وظیفه شهروندی است و هر کس

موظف است نام 12 نفر را در لیست دوستان خود داشته

باشد وبداند که تنهایی بدترین گناه است.

 

کسانی که اصلاح شده اند نقاب های خنده به صورت

آنها جوش خورده است و پس از مدتی نقاب ها جزئی

از صورت آنها میشوند.صورت آنها خندان اما بدنی تکیده

دارند.

"کتاب میرا نوشته کریستوفر فرانک ترجمه لیلی گلستان"

عکس اثر eoloperfido

گاهی کتابا واقعی میشن...

                                            

                                          

 -------------------------------------------------------------------------------------

پارازیت:الان ساعت 8:40 دقیقه است و ساختمان ما لرزید.

 


 
روال روزمرگی
ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

برفی سنگین نشست

درختی زیبا شد

درختی شکست.

"شهاب مقربین"

خوب هیچ چیزی واسه گفتن نیست جز روال روزمرگی...

ترانه بی صدا خوانده میشود...

ما گوشه اتاق نشسته تسلیم روزگار بچه مدرسه ای خودمان...

هراز گاهی بعد از شنیدن اخبار روز سر خود را اندکی تکان میدهیم....

یا میزنیم در بی خیالی و صدایی درون مغزمان فرمان میدهد Shake that و

آن وقت است که یکی فقط باید بیاید ما را جمع کند ازین وسط....

هر از گاهی نیم نگاهی به گوشتکوب پی سی نمای گوشه اتاقمان

هم می اندازیم که بعدش خودمان به .....

گه گاهی هم  از روی توپی رد میشویم که میخواهد به ما فحش دهد که

آخه خودتو..... یه نگاهی هم به ما بکن....

انگار تنها چیزی که ازش دور نشدیم همان بالکن خودمان است و دیگر هیچ...

__________________________________________________________

پارازیت:آقا بالا خره خانه سینما بسته میشه ؟یا قرار بسته بشه یا اصن

بسته نمیشه؟

پارازیت:آلبوم نتیجه مذاکرات کیوسک....بهتره سکوت کنیم.

پارازیت:انقدر مزه میده اف بی رو خر خودتم حساب نکنی...

پارازیت:ما به کجا داریم میریم؟به فنا؟

پارازیت:تنها سالیه که انقدر مدرسه مو دوسدارم....

بدرود.